سيد جعفر سجادى

1625

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

پنج روز بود كه نام آن گهنباز است . گهنباز اول در چهل و پنجمين روز سال بود كه در ماه اردى بهشت است كه درين گهنباز آسمانها آفريده شدند و دوم در صد و پنجمين روز سال است كه در ماه تير است كه در آن آب آفريده شده و سوم در صد و هشتادمين روز سال يعنى شهريور ماه است كه زمين را آفريد و چهارم در دويست و دهمين روز يعنى ماه مهر است كه در آن نباتات و اشجار خلق شده و پنجم در دويست و نوزدهمين روز سال است كه در آن بهائم آفريده شد و ششم در سيصد و شصت و پنجمين روز سال است كه انسان آفريده شد ( از التفهيم ص 241 ) در آثار الباقيه در مورد گهنباز سوم آمده است كه آن را استار يا استاذ روز گويند كه روز 26 ارديبهشت است و آن پنج روز است كه آخر آن به آخر ماه افتد و يكى از اعياد فارسيان است و گويند خداوند در اين روز زمين را بيافريد . ( از آثار الباقيه ص 219 ) . و بهر حال گهنبازات شش بود و هر يك پنج روز . گِيسُو - ( اصطلاح عرفانى ) گيسو طريق طلب را گويند بعالم هويت كه حبل المتين عبارت از اوست . شاعر گويد : هيچ سر نيست كه سودائى گيسويش نيست هيچ دل نيست كه ديوانهء زنجيرش نيست گيسوى تو هر چند كمندى ز بلا بود * خوش سلسلهء بود كه در گردن ما بود در نجوم همان ستارهء بود در قسمت خارج صورت اسد كه ضفيره يا هلبه و يا ذوابه خوانند و بعضى همهء ستارگان تاريك را ذوابه نامند . ( از حاشيهء التفهيم ص 87 )